محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
183
الحياة ( فارسي )
افزونخواهى از « سپاهيان جهل » است ، « 1 » بنا بر اين با حكمت و عدل و ايمان و عقل تضاد دارد . نكتهء سوّم : تعبير « قياما » حدود كمّى و كيفى مال را در زمينهء اجتماعى نيز - به دليل ارتباط ناگزير زندگى فرد با اجتماع - معيّن مىكند . با توجّه به اين امر لازم مىآيد كه نظام توليد و توزيع و واردات و مصرف نيز مطابق با حد و ميزان الهى ياد شده باشد ؛ و كميّت توليد و واردات و مقدار هر چه توليد يا وارد مىشود مطابق با ميزانى باشد كه مايهء « قوام » است ، يعنى اندازه اى كه قوام زندگى افراد و سامانيابى زندگيها همه وابسته به آن است ، نه بيشتر و نه كمتر . نيز واجب است كه كيفيّت توليد و واردات و نوع كالاها و اجناس و اغذيه - همه - از آن گونه باشد كه مايهء قوام زندگى افراد و سامانيابى زندگى همگان باشد ، نه با كيفيّت بالاتر و نه پايينتر . پس بايد نه كميّت ( و مقدار ) اسرافى باشد ، و نه كيفيّت ( نوع كالا ) اترافى ، تا زندگيها و معيشتهاى مردمان بر شالوده اى « قوامى » به گردش درآيد ، نه بر شالودهء مصرف افراطى و اشرافى و تفاخرى ، كه به بهره مند شدن بيش از اندازهء اقليّت و محروم ماندن اكثريّت افراد جامعه مىانجامد . و اين هر دو چگونگى - بناگزير - در اسلام ممنوع است . نكتهء چهارم : قوام هر چيز به آن است كه در حدّ وسط و معتدل جاى گرفته باشد ، چنان كه امام صادق « ع » به آن اشاره فرموده است ، و آن را در نكتهء نخست نقل كرديم ؛ به همين جهت ، تجاوز از حدّ « قوامى » - بر اساس سنّتهاى الهى - سبب فرو ريختن طبيعت قوامى هر چيز و خروج آن از قواميّت است ، زيرا كه تجاوز ياد شده عامل
--> « 1 » مراجعه كنيد به دو حديث معروف ، از امام جعفر صادق « ع » و امام موساى كاظم « ع » ، در بارهء « سپاهيان عقل و سپاهيان جهل » ( يعنى نيروهاى فعّال و واداركنندهء عقل ، و نيروهاى فعّال و واداركنندهء جهل در وجود آدمى ، كه دستهء اوّل انسان را به كارهايى وامىدارند ، مطابق عقل و فطرت ، و دستهء دوّم به كارهايى موافق جهل و ضلالت ) - ( « اصول كافى » 1 22 / ؛ « تحف العقول » / 296 ) ؛ صفحهء 38 .